الوهیت یعنی “خدایی”، و درود بر الوهیت باطنت، یعنی دیدن جوهره خدایی هر فرد. هنگامی که به باطن خدایی افراد درود میفرستی، یعنی تو معنی عشق را درک نمودهای؛ هیچ کس بد مطلق و خوب نسبی نیست، و آیینه درونی اوست که او را از حیوان متمایز میکند و تو به روان الهی او درود میفرستی.
همه ما انسانها از الوهیت باطنی بهرهمند هستیم و با درک درست از واقعیت الوهیت باطنی انسانها، به سرچشمه زیباییهای زندگی دست خواهیم یافت. از قدیم گفتهاند: «انسانها، نه دشمن تو هستند، و نه دوست تو؛ بلکه همه انسانها معلم تو هستند.» کافی است همه انسانها را معلم بدانیم، از هیچکس و هیچچیزی گلهمند و ناراضی نباشیم و همه را مامور خداوند برای رساندن پیغامی به خود باشیم، به درون افراد نظاره کنیم و برای بودن در اجتماع نیاز نیست همه افراد را بشناسیم، فقط کافی است به ویژگیهای مشترک بین انسانها اکتفا کنیم؛ برای اینکه دچار سرخوردگی و اضطراب نشویم از خوبیهای افراد، سرخوش و از بدیهای آنها، سرخورده نشویم. هدف فقط زندگی است و همیشه از خودمان بپرسیم که حاضر هستیم برای چه چیزی جان خود را بدهیم، مارتین لوترکینگ در کتاب هنر خوب زیستن میگوید: «اگر کسی چیزی را که برایش بخواهد بمیرد پیدا نکرده است، لایق زندگی کردن نیست.» و یقین لایق خوب زندگی کردن نیز نخواهد بود.
برای خوب زیستن به عشق نیاز است، اوسپنسکی در کتاب ارغنون سوم میگوید: «عشق پدیده آسمانی است که دینای چهار بعدی یا شگفتیها را به سوی انسان نشان میدهد.» ببا درود فرستادن به الوهیت باطنی افراد، عشق را تمرین میکنیم، از حسد و دورویی و دروغ و نیرنگ دوری میکنیم و به خود و دیگران محبت میکنیم.
قبل از اینکه به اطرافیانمان سلام کنیم، در درونمان به الوهیت باطنی آنها درود بفرستیم و عشق را در ضمیر ناخودآگاه خود پرورش دهیم، با دوست داشتن دیگران، خوب زندگی کردن را بدست بیاوریم.ما لایق بهترین زندگی هستیم.
۱۴۰۱٫۱۱٫۰۸ ساعت ۰۳:۵۱ شب