اگر چیزی قسمت ما باشد، به آن خواهیم رسید؛ برای آرامش ذهن، برای امید و برای باور به تلاشهایمان، به جملهای تکیه میکنیم که در ظاهر قوه اختیار را زیر سوال میبرد ولی در باطن نور امیدی برای ادامه دادن به مجموعه اقداماتمان خواهد بود.
بارها و بارها برایمان اتفاق افتاده که در شرایطی سخت به نیروی تقدیر پناه بردهایم. پس از تلاش بی وقفه در مسیر رسیدن به اهداف و برای فرار از اضطراب و رسیدن به آرامش، واژه تقدیر ما را به باورهایمان امیدوار میکند. تقدیر، تاییدیه و امیدوارکننده تلاشهایمان است.
از نشستن و باز ایستادن، تقدیر یاری رسان نیست؛ صبح تا شام بنشینیم و بگوییم: «اگر تقدیرمان باشد، ثروتمند میشویم.» تقدیر برای آرامش ما وجود دارد، نه توهم است و نه تصور، اینکه بگوییم مثبت اندیشی کنیم، نه این است که دست روی دست بگذاریم، “نه” ، بلکه واژگان امید و مثبت اندیشی و تقدیر، برای انسان تلاشگر خلق شده است.
تقدیر انسانهای بی مایه، فرو مایگی است و برای انسانهای ارزشمند، عین توانگری است؛ با کلمات، خودمان رو گول نزنیم، بلکه از واژگان یاری بطلبیم، تلاشگر باشیم و برای آرامش و ادامه مسیر از کلمات نیک کمک بگیریم، درست و در جای خود از آنها استفاده کنیم.
“تقدیر من این است که بامداد بیدار شوم و بنویسم”
یا
“من مینویسم و تلاش میکنم، به خواست خدا اگر تقدیرم باشد، به موفقیت خواهم رسید”
در جمله اول خودم را محکوم کردهام ولی در جمله دوم تلاشهایم را رنگ امید دادهام؛ بگذارید دوباره مثال بزنم
“تقدیر من این است که مثل فلان حیوانی بدوم”
یا
“من سخت تلاش میکنم، به خواست خدا اگر تقدیرم باشد، به خواستهام خواهم رسید”
چقدر استفاده درست از واژگان مهم و چقدر معنا و مفهوم واژگان تاثیرگذار است؛ تقدیر برای آرامش است نه فرار از اضطراب، ما با تقدیر به معنای واقعی به خودمان امید میبخشیم و به باورهایمان رنگ واقعیت.
۱۴۰۱٫۱۱٫۰۲ ساعت ۰۴:۱۰ بامداد