آیا برای شما پیش آمده که به کسی بگویی: “این به آن در” یا “هر دستی بدهی همون دست را پس میگیری” چه حرفهایی که به خودمون میزنیم. غرولند و بازتابهای انکارآمیز که به ما در مورد زندگی بد اندیشه شود. خورده خورده گفتن و گوییهای پر سر و صدا. دیدگاههای زیادی که به همه نشون میده که دنیا قوانین خاص خودش را داره و تو نمیتونی از قوانین تخطی کنی.
قانون این به آن در به ما یادآوری میکند که در صورتی که نسبت به زندگی، دوستی، شراکت، اقتصاد و بازار رفتار این به آن در را داشته باشیم. اگر در زندگی جاده یک طرفهای وجود دارد، باطگشتی نیز وجود دارد. بازار هم سود دارد و هم ضرر، رفاقت هم خوبی دارد و هم بدی
در جستجوی گنج نباش بلکه نقشه گنج را پیدا کن.
گذرت میخوره.
درست میفرمایید.
انقلب (انتقاد کردن)
طنطنه (صدای رود، به صدا در آوردن طشت)
دیوس (به کسی که غیرت نداشته باشد گویند، حرام زاده)
کمی با خودم حرف میزنم و بعد در انگارههایی شک برانگیز دچار توهم میشوم. این همه گذشت و من هنوز بزرگ نشدم. کتاب خوندم ولی یاد نگرفتم. راه رفتم ولی به مقصدم نرسیدم. از همه مشورت گرفتم ولی تصمیم نگرفتم. خط کشیدم ولی طرحی نداشتم. به رنگ نیلی و به مثال لنگه کفشی کهنه خودم را بروز نشون دادم ولی حماقتم همیشه بوده، خب انکار نمیشه کرد که گاهی هم درست رفتار کردم ولی موندنم و برگشتنم به عقب، خطای سیستمی بود.