تا کی در تاریکی باید به سر ببرم؟ “تا هنگامی که چشمانم در تاریکی ببیند.” هیچکس را یارای کمک به من نیست و من خود باید بار خود را به دوش بگیرم، در باتلاقی که خود گرفتار شدهام، کسی به کمکم نخواهد آمد؛ به دشمن بگویم، خرسند میگردد و به دوست بگویم، اندوهگین و گاه مرا در نقطه ضعف میبیند.
برای اینکه بتوانم از مسیر تاریک مشکلاتم عبور کنم، باید در تاریکی مشکلات، مسیر درست را ببینم و مهمتر اینکه بتوانم امیدبخش دیگران نیز باشم. هنرمند کسی است که بتواند در شرایط دشوار، دیدگانی روشن و متمایز از دیگران داشته و ابتدا خود و سپس دیگران را از باتلاق تاریک مشکلات نجات دهد.
بزرگترین خدمت برای کشور، این است که جز افراد فقیر و درمانده نباشیم و بمعنی کلمه، فردی که در تاریکیهای مشکلات کشور، دیدگانی روشن داشته و توانسته خود را از بند تاریکی نجات بدهد؛ فراتر از روشنی دیدگان در تاریکی مشکلات، افرادی هستند که امید بخش و روشنی بخش تاریکی دیگران نیز باشند که به این افراد کارآفرین گفته میشود، پس ما محکوم هستیم که یا فردی موفق و یا کارآفرین آزموده باشیم.
آواز بخوانیم و غرغرو نباشیم، امیدبخش خود و دیگران باشیم. مشکلات همیشه بوده و خواهد بود و این هنر ما است که بتوانیم از مسیر مشکلات عبور کنیم نه اینکه در مسیر مشکلات، هم برای خود و هم برای دیگران مانع سختی باشیم، از افکار بد و زشت دوری کنیم و همیشه به خود یادآوری کنیم که باید دیدگان روشنی داشته باشیم؛ درست است که نباید این مشکلات وجود داشته باشد ولی این قانون زندگی است و شکستهای کوچک بهتر از شکستهای بزرگ است، به استقبال شکستهای کوچک رفته تا به موفقیتهای بزرگ برسیم.
پس دوباره میپرسم : «تا کی در تاریکی به سر ببرم؟ تا هنگامی که چشمانم در تاریکی ببیند.» و این یعنی قدم گذاشتن در مسیر موفقیت و پیروزی، امیدوارم که بتوانم در چشمانم در تاریکی نور امید را ببیند.
۱۴۰۱٫۱۱٫۰۶ ساعت ۰۳:۴۷ نیمه شب