مغز باستانی از داشتههایمان نشات میگیرد و مغز متعالی از نداشتههایی که باور ما است نشات میگیرد. با خودمون تکرار میکنیم که خوبه، همین که یک درآمد و یا یک شغلی داریم و یا یک زندگی بخور و نمیر داریم کفایت میکند و نیاز نیست خودمون را به دردسر بندازیم و این یعنی اعمال زور مغز باستانی بروی عملکردمان، ولی افرادی هم هستند که در تلاش برای بدست آوردن باورهای خودشون هستند و باصلاح از منطقه امن خودشون پا را فراتر میگذارند و به دنیای ناشناختهها قدم بر میدارند و یاد میگیرند و تجربه کسب میکنند و با تلاش و ممارست در نهایت به نقطه امید خودشون نزدیک میشوند و این یعنی استفاده از مغز متعالی برای رسیدن به باورهاشون.
مغز باستانی تلاش داره ما را در منطقه امن نگه داره و با همون داشتهها زمان را به سر کنیم ولی مغز متعالی همیشه در تلاش است که برای رسیدن به خواستههایمان از منطقه امن خارج بشیم و با یادگیری و تجربه کسب کردن در مسیر درست زندگی قدم برداریم.
ما انسانها در عین سادگی، بسیار پیچیده هستیم و شگفت انگیزتر آنکه، با این همه پیچیدگی، هیچ تلاشی برای دانستن داشتههای خودمون نمیکنیم و فقط مدعی آگاهی هستیم. کمی تامل و تفکر در اندیشه ناب وجودی خودمون و بررسی آنچه به آن موهبت الهی میگویند، مسیر را برای بهبود عملکرد باز و روزهای امیدبخشی را به ما ارزانی میکنه. دوست عزیزی که مطلب من را مطالعه کردی، امیدوارم از داشتههای درونت به درستی استفاده کنی و با خودت تکرار کنی که من اشرف مخلوقات هستم و تواناییهای من، بی انتهاست و تنها باید باور داشته باشم که آنچه را که خواهان آن هستم، بدست خواهم آورد.