میانگین سن شما چند؟ میانگین وزن شما چند؟ میانگین قد شما چند؟ میانگین فکر شما چند؟ میانگین خردمندی شما چند؟ مبانگین سرعت شما چند؟ میانگین حس شما چند؟ مانگین انرژی شما چند؟ میانگین قدرت شما چند؟ میانگین همت شما چند؟ میانگین سرعت شما چند؟ میانگین زندگی شما چند؟ و داشتم فکر میکردم چرا تغییر را از بیرون میخواهیم و چرا بدنبال تغییر دیگران هستیم؟ کمی فکر کنیم، به نظر شما اگر میانگین شاخص فردی خود را بسنجیم و با خودمون دو دوتا چهارتا کنیم به نتایج خوبی میرسیم. زندگی و امتیازهایی که در عصر طلایی بشریت به ما ارزانی داشته شده است را هم در نظر بگیریم. آنگونه که به نظر میرسد ما از دنیا طلبکار هستیم ولی با کمی حساب کتاب به این موضوع دست خواهیم یافت که ما به دنیا بدهکار هستیم.
زندگینامه نویسنده معروف روسی را مطالعه میکردم. بله آنتوان پاولوویچ چخوف که برای انتشار داستانکهای معروف خود میجنگید. اگر شرایط آن روزها را در نظر بگیریم، میانگین تلاشهای چخوف از آنچه ما اکنون انجام میدهیم، عددی نجومی خواهد شد. براستی عصر طلایی بشریت با امکانات زیادی که برای ما تهیه گردیده است جای بسی سپاسگزاری دارد. خودرو، هواپیما، قطار و حتی خودکاری که در دست ما است و بیشتر آنچه که هم اکنون در دست ما است، میانگین فردی ما را بالاتر برده است.
مانگین شما چقدر است؟ و باید گفت میانگین زندگی بدون امکانات عصر طلایی چقدر خواهد بود؟ استادی داشتم که حسرت گونه به ما مینگریست و به این نکته اشاره میکرد که در ایام دانشجویی برای تحقیق مطلبی بسیار کتابخانهها را جستجو میکرد ولی اکنون براستی در اندک زمانی و با امکاناتی که در دست داریم، مطالب بسیاری را بدست خواهیم آورد، فقط کافی است از گوشی همراه و اینترنت موجود خود استفاده کنیم و این یعنی میانگین نسل امروزی از نسل گذشته خود بیشتر است. بنابراین تغییر ایجاد شده است و تغییر در درون با سنجیدن میانگین فردی بدست خواهد آمد. بررسی روزانه فعالیتها و سنجیدن میانگینهای روزانه خود، ما را به اهدافمان نزدیک خواهد کرد. از دنیا شاکی نباشیم …