خیال نکن که میتوانی انسان بزرگی بشوی، تنها میتوانی، دلیل اتفاقات پیرامون باشی. همه هرآنچه که هستیم، از گذشته و دلیل آینده بوجود میاد. در هر نقطهای از این جهان زندگی میکنیم و با هرکسی که ارتباط داریم و در هر موقعیتی که نقشی برعهده داریم، تنها به ما یادآوری میکند که رسالتی داریم و دلیل موفقیتهایمان، تنها خودمان نیستیم و شرایط و دلایل زیادی ما را به این نقطه رسانیده است.
قرار نیست انسان بزرگی بشویم، بلکه دلیل است که به نقطهای که رسالت و جایگاه ما تعیین شده است، برسیم. این از کبر و غرور آدمی است که در هر مرحلهای از زندگانیاش بگوید که چون خواستم، شد! بهتره کمی روراست باشیم؛ ما از نسلی به نسلی دیگر دست به دست شدهایم و حالا با این شرایط زندگانی داریم؛ چندی پیش به همسرم گفتم: «تصور کن دویست سال قبل به دنیا میآمدی، آیا این موقعیت و شرایط برایت وجود داشت.» با خندهای همراه دلهره جواب داد که اصلاً تصورش هم شوخی خوبی نیست. بله، این یعنی اینکه ما آنچنان هم ادعایی نمیتوانیم بکنیم که چون خواستم، شد! نه آقا! باید گفت دلایل و شرایط زیادی من را به این موقعیت رسانده و من هم وظیفه و رسالتی دارم و غرور و تکبر مصداق ناسپاسی از هرآنچه که به ما داده شده است.
بهتره کمی معقولانه فکر کنیم و با خردمندی در مسیری گام برداریم که دلایل ما را راهنمایی میکند. اگر در مسیر شکست هستیم، یادآوری کنیم که دلایل برای زندگی خوب طراحی شده و اگر در مسیر موفقیت هستیم، باز یادآوری کنیم دلایل ما را به موقعیتی خوب رسانیده است، پس، خارج از تکبر و در مسیر درست، پلکانهای درست را ایجاد کنیم.
هر گلی، علت و عیبی دارد/گل بی علت و عیب، خداست