هفته دفاع از واقعیت و باور

شنبه "دلدادگی"

برای روزی تلاش میکنم و به دلدادگی خودم ایمان دارم. از اینکه حال دلم خوب باشد، و از تنها دوری کنم، عادت‌هایی را به خودم تکلیف نموده‌ام. زمزمه دوری از خویش را به خودم یادآوری نموده و به درس و بحث زمان پایبند خواهم بود.

زمان به گذرگاه فرصت تبدیل شده و من در حال تماشای فرصت‌هایی که می‌توامند در اختیارم باشد. زود زود پیر می‌شوم ولی همان کودکی باقی مانده که تجربه‌ها را تنها در گندم‌زاری چال می‌کند و از داد و ستد به خودش کمی بالیده است؛ داد و ستد وقت ارزشمندش در مقابل مشغولیتی که راه به جایی نمی‌برد.

دلدادگی را به خودم هوشیارانه یادآور می‌نمایم تا روزهای شیرین را بدست آورم و در بند روزگار نیز خودم را نشانه‌ها را یادآوری می‌نمایم. زمان و مکان و ارزش زمان را ادامه خواهم داد و شرایط را ادامه خواهم داد.

۱۴۰۲٫۰۷٫۰۸

یکشنبه "روز شیرین"

برای همراهی در روزهای زندگی و رسیدن به

شیرین از خودم و آنچه توهم آگاهی است می‌گذرم و دانش ‌آموزی کوشا خواهم بود؛ به عصر امروزی لبخند میزنم و در برابر آینده روش‌های امیدوارانه‌ را به دوش می‌گیرم.

نشانه‌های ایام طلایی و گذرگاه اندیشه در یافتن قوانینی است که در کتابخانه زندگیم نهادینه شده است. برخورد سازنده 

1402.07.09

دوشنبه "بهار شروع"

برگردیم و نگاه ژرف انگیز به گذشته داشته باشیم. گذشت زمان، پیری و جوانی دیگری در راه است. اینکه پیری، سرآغاز شروع دوباره زندگی است، و هیچگاه نباید در گذر زمان منتظر انتهای مسیر بود؛ تا زمانی که نفس می‌کشیم و جان در تن داریم، فرصت باقی است. مهم این است که ما در سراپرده افکارمان در اندیشه چه چیزی هستیم، “شکست” یا “پیروزی”، “زمستان پایان” و یا “بهار شروع” و اینکه پله‌های زندگی را چگونه ترسیم نموده‌ایم.

همیشه آغازی در پایان مسیری که در باور خود داشته‌اید وجود دارد و این قانون موفقیت است، قانون هرآنچه به آن امید به زندگی گفته می‌شود. حق ندارید نا امید شوید…

۱۴۰۲٫۰۷٫۱۰ ساعت ۰۶:۳۲ صبح

سه‌شنبه "نوشتن کاغذ"

کنار گذر گوشه تاریک اتاق و حجم انبوهی از کاغذ که نوشتن کاغذ را بهم یادآوری می‌کند و این روزهای امید و ناامیدی را به رنگ‌های دیگر نزدیک می‌کنم و در برداشت‌هایم از روزهایی که از دست رفت، دوباره به آسمان نظاره و یادداشت رمزینه را به نزدیکی سطل آشغال اتاقم می‌رسانم.

۱۴۰۲٫۰۷٫۱۱

چهارشنبه "گرمایش"

خودم را گرم نگاه می‌دارم و به راه خودم ادامه می‌دهم و کنار می‌آیم با آنچه بنام روزگاری گرم و گرمایش است؛ سختی مسیری که زمانی برایم ارزشمند بود، به من یادآوری می‌نماید که چه به روزهای آمده است و حالا کنار آمدم.

خوب به خبرها دقت می‌کنم و از وجود خودم برگی را به نشانه دوباره شروع کردن و اشتیاقی که باور دارم مرا به پیش خواهد برد. خبر و چه خبری و چه آمد و شد تنهایی که گرمایش مرا کاهش نخواهد داد.

۱۴۰۲٫۰۷٫۱۲

پنجشنبه "شیرینی"

برای رسیدن به آینده، شیرینی زندگی امروز را از دست ندهیم. عمر کوتاه و آینده به ما بسیار نزدیک است ولی آنچه اهمیت دارد زندگی شیرینی است که تجربه می‌کنیم و گذشته و آینده برای آنچه به آن اکنون و حال گفته می‌شود وجود دارد، پس چه مناسب که لحظه‌هامون را از دست ندیم و برای تک تک تجربه‌هامون یادداشت داشته باشیم.

شکایت از زمانه و غرولند کردن، چیزی جز بده بستان ضرر به ضرر نداره و انگاره‌های خودت را از دست خواهی داد؛ کم کم از خودت دور میشی و دیگر هیچ…

زود بگو ببینم که چی شده که دیگه به طعم و رنگ‌ها عکس‌العمل نشون نمی‌دهی و به یادت میاد که چه رنگی بودی و شاید از دست پختت چیزی نخواهد ماند.

۱۴۰۲٫۰۷٫۱۳

جمعه "مسئولیت"

مسئولیت، تلاش، شرارت، بهار، محدود، دنیا، کار، تلاش، برنامه، مهتاب، بهترین، نوبهار، پاسخگویی، بیجا، فربه، بودایی، مونا، تهران، بازار، شهر، تجارت، بیداری، دودکش، شبرنگ، ماندانا، کلاغ، دانایی و …

از خودم به بیداری توصیه می‌کنم و به دنیای خودم رنگهای زیبایی را آرزو می‌کنم و در یادهایی که دارم برای روزانه نویسی زمان گذاشته‌ام و دربار رودخانه را به خودم یادآوری می‌کنمو مسئولیت روزهایم را خواهم داشت و شراکت خود را با خودم آغاز نمودم و به تشنگی بها خواهم داد.

۱۴۰۲٫۰۷٫۱۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 11 =
Powered by MathCaptcha