باید بدونیم!
بدونیم روزهای ما در هیجان نادانستهها محاصره شده است و درمان این نادانستهها غرق شدن در دریا اطلاعات نیست، بلکه دانستن آنچه به آن نیاز داریم و راهیابی به دانشی که ما را از زمان جدا نماید.
مفهوم واقعی تبر و درخت و آنچه قبل از بریدن آن درخت نیاز است، نه اقدام و نه شتاب، تنها دانستن آنچه باید بدانیم، یعنی تیز نمودن و آنگاه بریدن درخت…
قانون پارتو یا ۲۰۸۰ بیان میکنه که ۸۰ درصد نتایج از ۲۰ درصد تلاشهایمان، بدست میآید.
۲۰ درصد
۲۰ درصد
۲۰ درصد
.
.
.
چگونه ذهنی داریم!
پوستش کلفت بود و برای داشتن ذهنی باز، فقط دهنش را باز میکرد و پرحرفی و ندانستن دانشیها را به دیگران به اثبات میرسوند، ولی از خنده تمسخرامیز آنها برداشتی درست نداشت و فکر میکرد، حرفهاش به دل مینشیند و یکه تاز علم و آگاهی توی این شهره ولی این درک نمیکرد که آگاهی چیزی فراتر از اینه و تا عمل نباشه، علم بیاثر است.گ
۱۴۰۲٫۰۷٫۰۱
شاید زمانی دور یا زمانی نزدیک
- تا حالا براتون پیش آمده که به خودتون بگید: «اگه این مطلب را یا این نکته را چند مدت پیش میدونستم، وضعیت امروزم بهتر میبود ولی کجای کار ایراد داره که مستمر به این نتیجه میرسیم!!! چرا به خودمون و آنچه که مکرر درگیرش میشیم، رودربایستی داریم و انگارانه به خودمون اهمیت نمیدهیم و نمیخواهیم این موضوع را حلش کنیم.
- بگذار موضوع را شفاف کنم و اینکه اطلاعات و آگاهی همیشه راهگشاست، خواندن یک کتاب و یا یک مطلب آگاهانه میتونه خیلی مسیرها را برامون روشن کند.
کَس نخارد پشت من
کس نخوارد پشت من ، جز ناخن انگشت من
خخخخخ خودم کردم که لعنت بر خودم باد
بماند، شدیک یه غده و چیزی جز یک نام برایمان باقی نمانده است و داراییهایمان اندک و مسیرمان طولانیست؛ زمان در گذر است و هنوز در پی کسی هستیم تا دستمان را بگیرد وراه را نشانمان دهد.
زمان اندک شده و گویا اندکی از راه را پیمودهایم و باور نداریم که نوبت ما هم خواهد شد.
بهتر است با خودمان روراست باشیم و در تنگنای زمان رفتاری به فراخور ادبیات خودمان داشته باشیم؛ اینکه هنوز افکار بچگانه داشته باشیم، نشان بلوغ نیست و بهتر است قبول کنیم که زمان تغییر فرا رسیده و امکان لجاجت وجود ندارد، یا تنبیه و یا درستی راه…
بهتر است زمان را به عقب وابگذاریم و روبهروی خود را نظارهگر باشیم…
کدواره بودن در این زمانه با انرژی پایین جبران نمیشه و درمانی هم ندارد. گمان میکنم در زمان حاضر بهترین تصمیمها را خواهم گرفت. درست و نادرست و آنچنان بودن در نظر همگان را به شما یادآور نمودم.
۱۴۰۲٫۰۷٫۰۳ ساعت ۲۰:۱۶
سفتی راه زندگی
میگه خوب زمین خوردی و تونستی خودت را بالا بکشی ولی به این توجه کردیم که سفتی راه زندگی منجر به این شده که بتونیم بلند بشیم و از نو شروع کنیم، اینکه همیشه فرصت هست و زمین خوردن بمعنای باختن و تموم شدن نیست و راه زندگی به ما یادآور میشه که همیشه زمان برای جبران و شروع دوباره هست.
خیلی از آدمهای موفق، سفتی راه را یک غنیمت میدونند و زمین خوردن و شکست را، جزئی از شرایط و ضوابط موفقیت میدونند؛ اینکه زمین میخوردند و بلند میشند، یه روش میدونند و برای موفقیتهاشون بعضی مواقع به عمد، خودشون را زمین میزنند تا با آزمون و خطا، از شکست سهمگین پیشگیری میکنند.
خیلیها هم هستند که دوست ندارند زمین بخورند و هر چیزی غیر از موفقیت را برنمیتابند و با کوچکترین ضربهای، خودشون را میبازند؛ و من امروز از سفتی راه زندگی برای خودم زمزمه میکنم تا برای مسییرهایی که انتخاب میکنم، شرایط راه و جاده را به خودم یادآوری کنم و ازشون بدرستی در رسیدن به موفقیت استفاده کنم.
۱۴۰۲٫۰۷٫۰۵ ساعت ۰۶:۴۲ صبح
خریداری یا فروشنده!!!
خریدار
به رسم ادب ازت میپرسم، تو خریداری؟ خریدار آرزوهای زیبا و روزهای طلایی، روزهایی که باور داری بهش میرسی و یقین داری لیاقتش را داری.
فروشنده
و به رسم تقابل، ازت میپرسم نکنه فروشنده هستی!!! فروشنده فرصتهای طلاییات که هر ثانیه ثانیهاش ارزش یک عمر زندگی در تاریخ را داره.
و دوباره میپرسم که خریداری یا فروشنده…
این را بارها و بارها از خودمون بپرسیم و یادآوری کنیم که کجای کار هستیم
۱۴۰۲٫۰۷٫۰۶ ساعت ۰۶:۰۹ صبح
مهدی اصغری (سبا)